﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>ابن سبیل</title>
    <description>کوله‌ای بر دوش، گرداگردِ گيتی گشته‌ام...</description>
    <link>http://lonelytrooper.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>غربت‌زده</managingEditor>
    <lastBuildDate>Thu, 19 Mar 2009 15:54:24 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>یک انسان کشته شد، نه یک وبلاگ‌نویس</title>
      <description>&lt;p&gt;وبلاگستان پر شده از اخبارِ مرگِ یک &amp;laquo;وبلاگ&amp;zwnj;نویس&amp;raquo; در زندان. تو گویی که اگر میرصافی نازنین وبلاگ&amp;zwnj;نویس نبود چنین موجی راه نمی&amp;zwnj;افتاد، که عموماً راه نمی&amp;zwnj;افتد. یادِ خودسوزی آن انسان مقابلِ مجلس می&amp;zwnj;افتم که عده&amp;zwnj;ای او را جانباز می&amp;zwnj;نامیدند و گروهی دیگر وی را معتاد. انگار نه انگار که انسانیتی در کار بوده و کلِ مسئله در این خلاصه می&amp;zwnj;شده که طرف &amp;laquo;جانباز&amp;raquo; بوده یا &amp;laquo;معتاد&amp;raquo;. عباس عبدی چه زیبا &lt;a href="http://www.ayande.ir/1387/12/post_709.html" target="_blank"&gt;نوشته بود&lt;/a&gt; که هر دو گروه دچار کج&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;اند در دیدنِ صورتِ مسئله. این که آدمیزاده&amp;zwnj;ای، چه آزاده، چه شرافت-بر-باد-داده، به درجه&amp;zwnj;ای از استیصال رسیده که جانِ عزیز بر باد داده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بیاییم بر &amp;laquo;مرگ یک انسان در زندان&amp;raquo; انگشت گذاریم نه تاکید بر شغل&amp;zwnj;اش و سبقه&amp;zwnj;اش. بهانه به دستِ&amp;zwnj; آنهایی ندهیم که مترصدند وبلاگ&amp;zwnj;نویسان را تنها حساس به مسائلِ خودشان بدانند و بس. تیتر نزنیم ای وای و ای بیداد که وبلاگ&amp;zwnj;نویسی جان باخت. فراتر مسئله را موشکافی کنیم و اعتراضمان را بر این بنا کنیم که چرا آدمی به درجه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;رسد که جانِ گرانمایه را به پشیزی می&amp;zwnj;نهد و چرا بدکاران و سیه&amp;zwnj;اندیشانی در زندان پیدا می&amp;zwnj;شوند که به این مهم&amp;zwnj;ترین گوهرِ بشریت، یعنی زندگی یک فرد بی&amp;zwnj;اعتنایند. به اصلاحِ سیستمِ زندان و حکومتی بیندیشیم که به مهم&amp;zwnj;ترین و اساسی&amp;zwnj;ترین وظیفه&amp;zwnj;ی خویش که حفظِ سلامتِ زندانی، از هر مرام و مسلک و با هر اتهام و جرمی غیرحساس و بی&amp;zwnj;مسئولیت است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من شرم می&amp;zwnj;کنم از خویش که کاری کارستان جز فریادِ ظلم و همه&amp;zwnj;گیر شدنِ بی&amp;zwnj;اعتنایی نمی&amp;zwnj;توانم بکنم. شرم دارم از خودم، جامعه&amp;zwnj;ام و حکومت&amp;zwnj;ام. شرم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lonelytrooper.persianblog.ir/post/5</link>
      <author>غربت‌زده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=135591&amp;postID=2729263</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-135591.post-2729263</guid>
      <pubDate>Thu, 19 Mar 2009 15:54:24 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کاش قالیباف نیاید</title>
      <description>&lt;p&gt;از شما چه پنهان من تا شش ماه پیش طرفدار پر و پا قرص قالیباف بودم. البته الان هم هستم، منتهی از وقتی که مدیر باکفایتی چون کرباسچی و مشاور خوش&amp;zwnj;فکری مانند عباس عبدی بعلاوه&amp;zwnj;ی آزادمردِ بشردوستی مثل عمادالدین باقی حمایت خود را از آقای کروبی اعلام کرده&amp;zwnj;اند دودل شده&amp;zwnj;ام.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بسیاری قالیباف را اصول&amp;zwnj;گرا می&amp;zwnj;دانند و عجب نیست که یا ازو تبری می&amp;zwnj;جویند و یا رای خود به وی را رای به اصول&amp;zwnj;گرایانی می&amp;zwnj;دانند که اصولشان ریا و دزدی و دروغ است و بس. مخلص اما این تقسیم&amp;zwnj;بندی اصول&amp;zwnj;گرا - اصلاح&amp;zwnj;طلب که از چند سال پیش مد شده را قبول ندارم. هردو طرف با عملکرد افتضاح و شعارهای دهان&amp;zwnj;پرکن هم معنی اصلاح را به لجن کشیده&amp;zwnj;اند و هم مفهوم اصول را. من برای خودم تقسیم&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;ای دارم بر مبنای شعور (دانش و اخلاق و دگراندیشی) و عمل&amp;zwnj;گرایی&amp;zwnj; (تخصص، قاطعیت و علم مدیریت).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شعور را می&amp;zwnj;توان عصاره&amp;zwnj;ای از روشنفکری، پایبندی به اخلاق و دانش و معرفت دانست و عمل&amp;zwnj;گرایی را ترکیبی از کفایت و قاطعیت و مهم&amp;zwnj;تر از همه &amp;laquo;سوادِ مدیریتی&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال با این دو بُعد اگر بخواهیم سیاستمداران را تقسیم کنیم (با ساده&amp;zwnj;سازی البته زیاد) چهارگروه بی&amp;zwnj;شعور بی&amp;zwnj;عمل، بی&amp;zwnj;شعور عمل&amp;zwnj;گرا، باشعورِ بی&amp;zwnj;عمل و باشعورِ عمل&amp;zwnj;گرا به دست می&amp;zwnj;آیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر مجموعه بازیگرانِ کنونی عرصه&amp;zwnj;ی بی&amp;zwnj;پدر-مادرِ&amp;zwnj; سیاست را بخواهیم دسته&amp;zwnj;بندی کنیم، می&amp;zwnj;توان در شکلِ زیر نتایج را نمایش داد (تخمین&amp;zwnj;ها از خودم است):&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img title="سیاستمداران ایران بر حسب شعور و مدیریت" src="http://home.cs.tum.edu/~ziaie/image/weblog/Iranian_Politicians_categorization.png" alt="آرایش نیروهای سیاسی ایران" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گمان&amp;zwnj;ام می&amp;zwnj;توان هرکه را که در سمتِ راستِ منحنی قرار دارد در مقابل احمدی&amp;zwnj;نژاد&amp;nbsp; انتخاب کرد و امیدی به بهبودی اوضاع داشت. تا زمانی که آقای کروبی تنها با حزبِ اعتمادِ ملی و مدیریتِ بالنسبه هیاتی&amp;zwnj;اش شناخته می&amp;zwnj;شد، طبعاً من صددرصد بین او و قالیباف، سردارِ شهردار را انتخاب می&amp;zwnj;کردم، اما الان که تیمِ وی با حضورِ افرادی چون قوچانی، کرباسچی، عمادالدین باقی، کدیور و عبدی چهره&amp;zwnj;ی تازه&amp;zwnj;ای به خود گرفته، و با توجه به تلاشِ اصول&amp;zwnj;گرایانِ از-احمدی&amp;zwnj;نژاد-رانده برای -سوء-استفاده از حیثیت و اعتبارِ قالیباف، به این نتیجه افتاده&amp;zwnj;ام که تیمِ کنونیِ آقای کروبی برای پیشبردِ اصلاحاتِ گام&amp;zwnj;به&amp;zwnj;گام مثمرثمرتر خواهند بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امیدوارم سردار از خیرِ کاندیدایی بگذرد که هم در کسوتِ شهردار خیرش به تهران&amp;zwnj;نشینان برسد و هم در صورتِ شکستِ احتمالی به مهره&amp;zwnj;ی سوخته بدل نشود که واقعاً حسرت&amp;zwnj;آور است. البته هنوز برای قضاوت زود است. اگر او کاندیدا نشود شاید بُرد با کسی باشد که او را جامه&amp;zwnj;ی وزارتِ کشوری بپوشاند و راضی به حضور در تیمِ خود کند. شیخ اگر قالیباف و صفایی فراهانی را هم بتواند جذب کند یکه&amp;zwnj;تاز خواهد شد. باید صبر کرد و دید تا اردیبهشت آرایش حامیان چگونه خواهد شد. خاتمی که برایم خیلی وقت است از گزینه&amp;zwnj;های موردِ امید حذف شده است.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lonelytrooper.persianblog.ir/post/3</link>
      <author>غربت‌زده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=135591&amp;postID=2671639</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-135591.post-2671639</guid>
      <pubDate>Wed, 04 Mar 2009 10:49:03 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>می‌نویسیم...</title>
      <description>&lt;p&gt;راستش را بخواهید مخلص پیش از این &lt;a title="غربت&amp;zwnj;زدگان" href="http://ghorbatzadegan.persianblog.ir" target="_blank"&gt;وبلاگی&lt;/a&gt; داشتم اشتراکی با مشترکی که دیگر در دسترس نمی&amp;zwnj;باشد. اسم وبلاگ بی&amp;zwnj;مسما بود و تعویض&amp;zwnj;اش لازم. با این حال دل&amp;zwnj;ام نیامد همان وبلاگ را تغییر اسم داده و ادامه دهم، چه عنوان&amp;zwnj;اش جزئی از هویت&amp;zwnj;اش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خلاصه درباره&amp;zwnj;ی شخص شخیصِ بنده:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فارغ&amp;zwnj;التحصیل کارشناسی رشته&amp;zwnj;ی مهندسی کامپیوتر شریف هستم و دارای کارشناسی ارشد رشته&amp;zwnj;ی علوم کامپیوتر (روباتیک و هوش مصنوعی) از دانشگاه صنعتی مونیخ آلمان. جهتِ قاب کردن و به دیوار آویختن و ملت را فریفتن، علاوه بر کاغذپاره&amp;zwnj;های فوق یک مدرکِ مدیریت فناوری دیجیتال هم از مرکز &lt;a title="CDTM" href="http://www.cdtm.de"&gt;CDTM&lt;/a&gt; گرفته&amp;zwnj;ام که آن نیز نهم بر سر آنهای دگر، یعنی بر درِ کوزه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ژاپن و ایالاتِ متحده و هند هم زندگی کردم که داستان&amp;zwnj;اش و فخرفروشی&amp;zwnj;اش بماند برای بعد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوعاتِ این وبلاگ را هم محدود به حوزه&amp;zwnj;های خاصی نمی&amp;zwnj;کنم، از کوزه هرچه برون تراوید می&amp;zwnj;نویسم که مدرکی باشد بهرِ آیندگان برای نمایشِ میزانِ نادانی&amp;zwnj;ام در بیست و شش سالگی. اما به گمان&amp;zwnj;ام بیشتر حول و حوشِ سیاست و ادبیات و تاریخ و جامعه باشد، هرچند زبان&amp;zwnj;ام در زمینه&amp;zwnj;های دیگر هم دراز است و حرفِ مفت هم که در این دور و زمانه و ترک&amp;zwnj;تازی دولتِ نهم بحمدالله مالیات ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس می&amp;zwnj;نویسیم...جمعه به جمعه&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lonelytrooper.persianblog.ir/post/2</link>
      <author>غربت‌زده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=135591&amp;postID=2653900</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-135591.post-2653900</guid>
      <pubDate>Fri, 27 Feb 2009 18:03:00 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
